خورشاه بن قباد الحسينى
49
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
گردانيده در سلك اركان دولت و اعيان حضرت انتظام يافت و در آن يورش ملازم ركاب ظفر انتساب بود و موكب همايون چون از آن منزل كوچ فرمود به سرعت تمام قطع مراحل و منازل نموده به ديار طوس رسيد و در آن مقام شريف به شرايط زيارت مشهد مقدّس و مرقد منوّر سلطان الاوليا ، امام الانس و الجن ، على ابن موسى الرضا - عليه التحيّه و الدعا - اقدام نموده در آن مكان متبرّك دست تضرّع و ابتهال به دعا برداشته از حضرت ذو الجلال [ 37 ] فتح و نصرت مسألت فرمود و از هاتف توفيق مصدوقهء « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ » « 1 » به گوش صدق شنيد و در آينهء دولت روزافزون صورت فتح و ظفر را معاينه ديده با دلى قوى و عزم درست از آن روضهء جنّت آسا بيرون رفت و بعد از تقبيل آستان [ امام الجن و الانس موسى عليه السلام ] « 2 » به سوى خصم روان شد . شعر ببوسيد آن آستان بلند * مسيحا شد از آسمان بهرهمند چو شد فارغ از طوف آن بارگاه * از آنجا روان شد به خيل و سپاه « 3 » چون منهيان اقبال به سمع جلال رسانيده بودند كه شيبك خان از بسيارى خوف و رعب ، دار السلطنت هرات را خالى گذاشته سراسيمهوار خويش را به شهر و حصار مرو انداخته است ، حضرت شاه كامكار را از راه نسا و ابيورد از عقب خصم ايلغار كرده به طرف مرو رفت . شعر رود ابر اگر تند بر آسمان * ازو بگذرد برق در يك زمان « 4 » چون موكب همايون به سرخس نزول اجلال فرمود ، دانه محمد بيك را با فوجى از لشكر كشورگشا به رسم منقلا از پيش فرستاد و چون شيبك خان از قرب وصول مقدّمهء سپاه شاه عالميان وقوف يافت ، جان وفا ميرزا و قنبربى را با جمعى كثير از لشكر اوزبك به استقبال ارسال داشت و در نواحى قريهء طاهرآباد فريقين را اتّفاق
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 249 . ( 2 ) . ب : ندارد . ( 3 ) . شاهنامه ، برگ 154 ب . ( 4 ) . شاهنامه ، برگ 154 الف .